تبلیغات
سپرده بانکی - داستان جالب و کوتاه ( 92) فروردین 92
 
سپرده بانکی
 
 
شنبه 12 مرداد 1392 :: نویسنده : علی مدیر

روزی لئون تولستوی در خیابان در حال قدم زدن بود که ناآگاهانه به زنی تنه زد

زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد...


(بقیه در ادامه مطلب)



بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد

تولستوی کلاهش را از سرش برداشت  و محترمانه معذرت خواهی کرد

و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم

زن که بسیار شرمگین شده بود عذر خواهی کرد

و گفت : چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟

تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را

ندادید !!!


(((لئو نیکلایویچ تولستوی  نویسنده و فعال سیاسی و اجتماعی روس است.

تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه است.)))





نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : داستان کوتاه،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علی مدیر
نویسندگان
نظرسنجی
در مورد بروز رسانی و مدیریت این وبلاگ نظر شما چیست؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :